الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
226
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
آن سه نفر مرا بر زمين خوابانيد و شكم مرا از بالا تا پايين شكافت و امعاء و احشايم را خارج كرد و آنها را با يخ شست و شو داد و سپس به جاى خود برگردانيد . سپس دومى برخاست و دستش را در داخل شكمم فرو برد و دلم را بيرون آورد و آن را به دونيم كرد و لخته خونى سياه رنگ را از آن جدا كرد و دور انداخت . من در دست وى انگشترى ديدم كه با آن دلم را مهر زد و پس از آن ، دل من پر از نور شد و آن مهر نبوّت و حكمت بوده است . بعد دلم را به جاى خويش گذاشت و سردى آن مهر را تا مدتى احساس مىكردم . آنگاه سومى بلند شد و دستش را بر محل شكاف كشيد و به اذن الهى التيام يافت و بعد دستم را گرفت و مرا از زمين بلند كرد . « 1 » ( 1 ) به نظرم روايت طبرى از شدّاد بن اوس با روايت ابن اسحاق كه در همين زمينه است متفاوت مىباشد ، چون در تعداد اشخاص و در چگونگى شكافتن سينه تفاوتهايى ديده مىشود و به طور كلى روايت طبرى تفصيلاتى دارد كه روايت ابن اسحاق از آن بىبهره است ، در حالى كه هر دو روايت با واسطهاى از ثور بن يزيد كلاعى شامى متوفاى 155 ه نقل شده است ، چنان كه در كتابهاى رجالى و از جمله در تهذيب التهذيب نقل شده است و براى همين است كه ابن اسحاق موارد اختلاف اين خبر را با مختصر كردن تفصيلات آن حذف كرده و در تعداد ملائكه تصرف نموده است . اين در حالى است كه در خبر ثور بن يزيد از شدّاد بن اوس ، تعداد ملائكه را سه عدد ذكر كرده كه ابن اسحاق آن را به دو عدد تبديل نموده است تا با عددى كه در خبر جهم از عبد الله بن جعفر آمده است ، مطابقت كند . ( 2 ) همچنين در تعداد بچههايى كه همراه وى بودند ، در خبر ثور از شداد آمده است كه « با تعدادى از بچههاى هم سنّ و سال » و ابن اسحاق آن را به يك فرد تبديل كرده تا با خبر جهم از عبد الله بن جعفر موافق باشد و گفته : « همراه با برادرم » . همچنين ابن اسحاق در مكانى كه واقعه در آن حادث شده ، تصرف نموده است و اين در حالى است كه در خبر ثور از شداد مىبينيم كه گفته است : « از خانوادهام دور شدم و به وسط بيابان رفتيم » و ابن اسحاق آن را تغيير داده و گفته است : « به پشت چادرمان رفتيم » . ( 3 ) همچنين در حال رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله تصرف كرده است و در حالى كه در خبر ثور از شداد آمده است كه « با ظرف حصيرى خرما بازى مىكرديم » ؛ ابن اسحاق اين بازى را بر نبى
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 160 - 162 .